الشيخ عباس القمي
1494
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
فرمود : نمىگويم اين را . با خود گفتم : سؤال را خوب نكردم . گفتم : فدايت شوم بر شما امامى هست ؟ فرمود : نه ، پس چندان هيبت و عظمت از آن حضرت بر من داخل شد كه جز خدا نمىداند زياده از آنچه از پدرش بر من وارد مىشد در وقتى كه خدمتش مىرسيديم . گفتم : فدايت شوم سؤال كنم از شما آنچه از پدرت سؤال مىكردم ؟ فرمود : سؤال كن و جواب بشنو و فاش مكن كه اگر فاش كنى بيم كشته شدن است . گفت : پس سؤال كردم از آن حضرت يافتم كه او دريايى است ، گفتم : فدايت شوم ، شيعهء تو و شيعهء پدرت در ضلالت و حيرتند آيا مطلب تو را القا كنم به سوى ايشان و بخوانم ايشان را به امامت تو ؟ فرمود : هر كدام را كه آثار رشد و صلاح از او مشاهده كنى اطّلاع ده و بگير از ايشان عهد كه كتمان نمايند و اگر فاش كنند پس آن ذبح است ، و اشاره كرد به دست مباركش بر حلقش . پس هشام بيرون آمد و به مؤمن طاق و مفضّل بن عمرو ابو بصير و ساير شيعيان اطّلاع داد ، شيعيان آن حضرت مىرسيدند و يقين مىكردند به امامت آن حضرت و مردم ترك كردند رفتن نزد عبد اللّه را ، و نمىرفت نزد او مگر كمى ، عبد اللّه از سبب آن تحقيق كرد گفتند : هشام بن سالم ايشان را از دور تو متفرّق كرد ، هشام گفت جماعتى را گماشته بود كه هرگاه مرا پيدا كنند بزنند . [ 1 ] دوم : خبر شطيطهء نيشابوريّه و جملهاى از دلايل و معجزات آن حضرت است در آن : ابن شهر آشوب روايت كرده از ابو على بن راشد و غير او در خبر طولانى كه
--> [ 1 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 565 ؛ اصول الكافى ، ج 1 ، ص 351 - 352 ؛ كشف الغمه ، ج 2 ، ص 222 ؛ اثبات الهداة ، ج 3 ، ص 173 .